هرات: ازگوهرشاد بیکم تا طالب

 وقایع ناگوار هرات، جایی که طالبان با زنان غیرمسلح تنها به جرم درخواست حقوق اساسی و انسانی‌شان با خشونت برخورد کردند، بار دیگر چهره واقعی این گروه را آشکار ساخت. این برخورد بی‌رحمانه و غیرانسانی این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که چگونه گروهی که مدعی شکست دادن یک ابرقدرت مانند آمریکا است، از اعتراضات مسالمت‌آمیز چند زن چنین هراس دارد؟

به باور من، این رفتار بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر ترس و بیم نهفته‌ای است که در درون این گروه وجود دارد. طالبان شاید در ظاهر قدرتمند به نظر برسند، اما در باطن همچون «ببر کاغذی» از آسیب‌پذیری خود آگاه‌اند و از هر صدای مخالف بیم دارند.

هرات روزگاری در دوران گوهرشاد بیگم یکی از درخشان‌ترین مراکز علم، فرهنگ، هنر و معماری جهان اسلام بود. او نقشی اساسی در شکوفایی هرات در عصر تیموریان داشت؛ دوره‌ای که بسیاری آن را «عصر طلایی هرات» می‌نامند. اما امروز همان هرات، زیر حاکمیت طالبان، به شهری خاموش و افسرده بدل شده است.

این وضعیت مرا به یاد بیت مشهور می‌اندازد

دوشم گذر افتاد به ویرانهٔ طوس

دیدم که جغدی نشسته جای طاووس

گفتم که تورا چی خبراست زین ویرانه

گفتا خبر این است که افسوس افسوس

گویی شاعر قرن‌ها پیش سرنوشت امروز هرات را به تصویر کشیده است؛ شهری که روزگاری جایگاه دانشمندان، هنرمندان و فرهیختگان بود و اکنون در آن جهل و استبداد بر جای فرهنگ و آزادگی نشسته است .

 

Comments

Popular posts from this blog

Iran's war on Afghan Refugees

Taliban's Illusion of Exceptions

Surprisingly, I Was Wrong Not to Vote for Trump