ده هزار سال بعد

فرشتگان در تالار بزرگ آسمانی گرد هم آمده بودند. جبرئیل امین، پس از نواختن زنگ آغاز جلسه، گفت:

«حضار گرامی، دستور جلسه امروز این است که ذات اقدس الهی درباره موضوعی مهم با شما سخن خواهند گفت.»

سپس رو به خدا کرد و گفت:
«ذات اقدس الهی، بفرمایید.»

خداوند لبخندی زد و گفت:

«از حضور همه شما سپاسگزارم.

در جلسه گذشته شنیدم که شایعاتی در میان بعضی از فرشتگان رواج یافته است؛ شایعاتی مبنی بر اینکه گویا من پیر و فرسوده شده‌ام و عده‌ای در فکر انتخاب خدای دیگری هستند!

راستش را بخواهید، این حرف‌ها مرا نمی‌رنجاند. من از این گونه شایعات بسیار شنیده‌ام.

اما امروز می‌خواهم حقیقتی را برای همیشه روشن کنم.

خوب گوش کنید.

من بیش از آنکه یک شخص باشم، یک نمادم؛ نماد نظم و قانونی که بر سراسر هستی فرمان‌روایی می‌کند.

من نه بهشتی ساخته‌ام و نه دوزخی.

کسانی که در طول تاریخ خود را نماینده من بر زمین معرفی کرده‌اند، هرگز از سوی من مأموریتی نداشته‌اند. من حتی بسیاری از آنان را نمی‌شناسم.

من هیچ انسانی را «بنده» خود نمی‌نامم؛ زیرا نه به بندگی کسی نیاز دارم و نه به عبادت او.

من همه آفریدگان را یکسان دوست دارم.

اگر بخواهید مرا با واژه‌ای توصیف کنید، آن واژه عشق، رحمت، شفقت و عدالت است؛ نه نفرت، نه انتقام و نه خودپرستی.

بعضی‌ها گفته‌اند که برای رسیدن به من باید واسطه داشته باشید؛ پیامبر، روحانی، ملا، کشیش یا هر شخص دیگری.

این نیز ساخته ذهن خودشان است.

ارتباط با من بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنید. همان‌گونه که با لمس یک دکمه، تلفن شما فوراً به شخصی در آن سوی جهان متصل می‌شود، شما نیز می‌توانید بی‌واسطه با من سخن بگویید.

برای یافتن من لازم نیست به سفرهای دور بروید، کوه‌ها را بگردید یا معبدی خاص را زیارت کنید.

من همه جا هستم.

لازم نیست حیوانی را قربانی کنید تا مرا خشنود سازید.

لازم نیست انسانی را بکشید تا راهی بهشت شوید یا گمان کنید رضایت مرا به دست آورده‌اید.

هر کس چنین چیزی به شما گفته است، سخن خودش را گفته، نه سخن مرا.

همین موضوع درباره شیطان نیز صادق است.

اگر بخواهم، می‌توانم شیطان را در یک لحظه از میان ببرم؛ اما با نابودی او چیزی در جهان تغییر نخواهد کرد، زیرا او نیز مانند من یک نماد است؛ نماد تاریکی، جهل و شرارت.

در جهان دو نیروی همیشگی وجود دارد: عشق و عدالت، در برابر نفرت و جهل.

من نماد عشق، رحمت و عدالت هستم و شیطان نماد شر، نفرت و تاریکی.

چه من باشم و چه نباشم، چه شیطان باشد یا نباشد، این دو نیروی متضاد همچنان در جهان حضور خواهند داشت. این یکی از رازهای آفرینش است.

پس هر انسان آزاد است که خود انتخاب کند در کنار کدام نیرو بایستد.

هیچ‌کس از پیش محکوم یا برگزیده آفریده نشده است.

انتخاب، بزرگ‌ترین موهبتی است که به انسان داده شده است؛ و سرنوشت او را نه عبادتش، بلکه انتخاب‌هایش رقم می‌زنند

Comments

Popular posts from this blog

Taliban's Illusion of Exceptions

Iran's war on Afghan Refugees

Surprisingly, I Was Wrong Not to Vote for Trump